![]() |
![]() |
|
|
اینم قلبه کو چیکمه تقدیم به دل بزرگ همسرم
|
|
+ نوشته شده در
جمعه پانزدهم آبان 1388ساعت 22:56 توسط s.r |
|
|
تقدیم به اونی که داشتنش جبران همه نداشته هامه....
سلام به همه راستش الان با این عجله و وقت کمو درسو کارای زیادی که دارمو امکاناتی که الان ندارم واسه طراحی
قشنگه این وب با توجه به این که خاطر عزیزم واقعا واسم عزیزه اما استارت قصمونو امشب میزنم که.. قیقت اینه که من از اولش به عشق اعتقادی نداشتمو همیشه ام به همه ی کسایی که از عشق حرف میزدن میخندیدم الانم عشقو واسه همه آدما قبول ندارم اما یقین دارم از هر هزارتا عشق بین آدما دو یا سه تاش واقعیه...صاحب یکی از اون دو سه تا عشقارو میشناسم که بتون میگم کیه اما به دلیله رگ غیرتی که تو وجودمه و اگه باد کنه خفم میکنه و دیگه کسی نیست واستون داستان لیلی و مجنون ۲ رو بگه تو دلم نگه میدارم و تو قلبی که هزاران هزار بار فقط همین اسمو از آدمای زمینی خدای من تو قلبم بازم می نویسم که قلبم یادش نره که زدن بدون این آدم نامردی و خیانت به صاحبش یعنی خودمه. راستی یادم رفت خودمو معرفی کنم :سعیدم و اما صاحب یکی از اون عشقا... صاحبش کسیه که تو این چند سال سنگ صبورم بوده کسی که تواضع و مرامو یکی شدنو بم نشون داد کسی که حتی نیم ساعتم تنهام نذاشته یه غم خواره واقعی که من تو هیچ فیلمو داستانی ندیده بودمو نشنیده بودم کسی که هیچ وقت بودنش واسم تکراری نبود کسی که با همه چیزه من ساختو...همیشه فکر میکردم عشق ماله تو کتاباستو...اما الان یقین دارم منو همسرم یکی از داستانای تو کتابا میشیم...اما حقیقتی که هضمش واسه همه سخته اینه که این فرشته ی مهربون باعث شد که من به قدری به خدا نزدیک شدم که.... اما میخوام قصه رو همسرم شروع کنه.... |
|
+ نوشته شده در
جمعه پانزدهم آبان 1388ساعت 22:6 توسط s.r |
|
|
سلام:
سلام به همه دوستائی که میخوان از این بعد ماجارای عشق ما ۲تارو بدونن آخه عشق ماله قصه ها نیست یه حقیقته...! امشب یه دفعه این تصمیمو با هم گرفتیم .............................................. راستی حقیقته عشقمونه از وقتی مینویسم که این وبو سعید طراحی کنه این فقط یه مقدمه بود |
|
+ نوشته شده در
جمعه پانزدهم آبان 1388ساعت 19:46 توسط s.r |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1388 |
|
RSS
|